در اغوش بستر
دلم ميخواهد بخوابم
وقتي خورشيد دميد
من سلامش گويم
و بسوي سايه خويش بدوم
يخ زده
يخ زده از تاريخ
از زندگي
از مرگ
از هياهوي روز
در پناه اتاقم با قاب هاي خالي
من هيچ نيستم
پشيمان از بودن
خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم درد جدایی را به سختی می کشیدی
اگر چون من به مرگ آرزو ها می رسیدی
پشیمان می شدی از این که عشق را آفریدی.......
صدایم کن
نفس های تو در گوشم کلامی عاشقانه ست
اگر ازبودن و ماندن بدون عشق دیگرم شادی
صدایم کن....دعوتم کن
به آغازی که من بی عشق میمیرم
اگر خوابم،اگر بیدار!
اگر هستم ، اگر هوشیار!
در آغوشت نگاهم دار!
اگر کویرم ، اگر گلزار!
اگر هیچم ، اگر بسیار!
صدایم کن...
در آغوشت نگاهم دار!

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم
نه لبخندمی زنیم نه شکایت می کنیم
فقط احمقانه سکوت می کنیم



**************************************************
از ارزش يادگار ، يادت نرود يادت نرود ز يار ، يادت نرود وقتي كه دلت ز زندگي مي گيرد از ساقي گلعذار ، يادت نرود شب گر ز شراب گونه ات گلگون است از صبحدم خمار ، يادت نرود
**************************************************
نخ داخل شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم
**************************************************
دنيا را بد ساخته اند ،كسي را كه دوست داري ،تو را دوست نمي دارد ،كسي كه تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري
اما كسي كه تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند،و اين رنج است

به سمت خانه ی دوست پسر/دوست دخترتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زود به مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به دوست پسر/دوست دخترتان انتخاب می کنید؟
2. در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟
3. سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز میکند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟
4. به سمت اتاق دوست پسر/دوست دخترتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟
5. بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و دوست پسر/دوست دخترتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟
6. حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را؟
و اما جواب ها.....
1. راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید.
2. شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید.
3. این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید.
4. محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن دوست پسر/دوست دخترتان است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید.
5. این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت دوست پسر/دوست دخترتان را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند.
6. راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان میمانید.
*البته دوستان چون اینجور میل ها پشتوانه علمی و روانشناسی نداره زیاد جدی نگیرید و تو رابطه های قشنگتون تاثیر ندین
يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟ گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره گفتم: يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار گفتي: باشه... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي باره و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي
من از یک سیب شروع شدم؛ از یک درخت در باغچه ای که از بهشت جدا شده بود. من از یک حرف شروع شدم؛ از دهان پرنده ای زیبا که در اعماق کهکشان راه خود را گم کرده بود.
یک سیب و یک حرف, سرمایه ی قشنگیست نه؟ سیب را به دو نیم می کنم. نیمی را به تو می دهم و نیمی دیگر را به دریا تا پس فردا
رودهای فراوانی به دنیا آورد. یک رود سهم تو, یک رود سهم من و یک قایق کوچک برای هردومان. بیا به سمت آوازهای بکر پارو بزنیم. چه خوب بود کسی برای شبهای بلند من قدری خورشید
می آورد. من سهم خود را به سایه ها می دادم و به پسرکی تنها که در چهارراههای زندگی برای عابران خسته آرزوی خوشبختی می کند.*
چه خوب بود کسی از فراسوی باران می آمد و بختم را از خوابی هزاره بیدار می کرد. آن وقت تا آخرین دقیقه ی حیات در میان ستاره ها راه می رفتم و برای آنها از تو می گفتم.*
بیا تا فرشته ها بالا برویم. یک شوق کودکانه سهم تو, یک حسرت طولانی سهم من. اگر فرشته ها برای من و تو دعا کنند, آسمانها از هم خواهند شکافت وما ناگهان پنجره ی سپیدی را که خدا پشت آن نشسته خواهیم دید

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر ، شعري به فرشته. شاعر پر فرشته را لاي دفتر شعرش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود.زيرا شاعري که بوي آسمان را بشنود، زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد، آسمان برايش تنگ ...
من در این کلبه خوشم تو در آن اوج که هستی خوش باش من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه هستی خوش باش